خرید بک لینک
خب، از سه کیلومتریه دریا ی خز دارم پست میزارم! روزایی که گذشت و چیزی ننوشتم اوضاع خوبی نبود و نه ارامش درونی داشتم نه آرامش بیرونی! الان گوش شیطون کر به ارامش خوبی رسیدم تابستونتون چطور بود؟ برای من از خسته کننده ترینا بود،تنها کاری که کردم کتاب خوندن بود و فیلم دیدن! درحالی که برای خودم قرار گذاشته بودم کلی طراحی کنم و کلی دوخت و دوز! که فقط یکم طرح زدم و دوخت که صفر! حالاایشالله برگردیم خونه پا

برچسب: نویسنده: آناهیتا میرزایی تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 4:59

بله،الان رامسر بودیم! البته تلکابین رامسر منظورمه! و اونقدر خوب بود که نتونستم جلو خودمو بگیرم و پست اپ نکنم و خاطره ام رو ثبت نکنم! به هر حال! اون بالا انگار کاملا لابه لای ابرا بودیم،چند تا اقا داشتن اجرا ی زنده به زبون محلی میخوندن و بعد از این که کلی گشتیم توی صف برگشتن یه اکیپ پشت سرمون بودن که خیلی شلوغ میکردن و بعد کشف کردیم همراه اون اکیپ جناب رامبد جوان هم حضور داره! ما هم خیلی بیخیال به

برچسب: رامسر, نویسنده: آناهیتا میرزایی تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 4:59

صفحه بندی